گشایش مسیری نو با عنوان "یادبود" در دیواره ی وستون.

به یاد دوستان سفر کرده مان آیدین- پویا و مجتبی...


به قول حامد وستون دیواره ایه برای خلوت و نه در انظار بودن...

از طريق رودهن-وسكاره-آردينه به جورد(javard)   رسيديم. براي رسيدن به جورد میشه از جاده جاجرود به سد لتيان نيز استفاده كرد كه مقداري مسير را كوتاه تر ميكنه. در اين جا يك جاده خاكي با گراي 45 درجه به سمت روستاي وَستون از جاده اصلي جدا ميشه. حدود 4 كيلومتر جاده خاكي ما رو به روستاي وستون و ديواره وَستون كه در امتداد غربي خط الراس گل زرد است میرسونه.. ارتفاع دیواره به طور متوسط 200 متر و عرضش در حدود 2-3 کیلومتره که قابلیت تبدیل شدن به یک منطقه ی دیواره نوردی رو داره.

 


روز اول:

ابزار رو مرتب و جدا می کنیم. از اونجا که جنس سنگ آهکه ترای کم و تاحدودی فرند ابزار خوبی محسوب میشن ولی یک ست کیل هم بر میداریم. کوئیک دراو ، وسایل شخصی و تسمه ، طنابچه و سیم بکسل برای کارگاه ها. رول هیلتی 10 و 8 و چند تا انواع میخ. همچنین حلقه فرود چند تا بیشتر از مقدار لازم. حدس میزنیم که کل مسیر بین 6 تا 7 طول باشه.

بعد از جمع آوری وسایل به سمت دیواره حرکت می کنیم. از انتهای جاده خاکی بین 1 تا 2 ساعت تا ابتدای دیواره کوهپیمایی نیاز داره. قسمت پایانی همه ی یالهایی که به دیواره منتهی میشن شن اسکیه که صعود رو سخت و فرود رو ساده میکنه. قسمتی که ما برای کار در نظر گرفتیم یک برج بلنده که در قسمت شرق (سمت راست) دیواره قرار داره و به نظر میاد بلند ترین بخش دیواره هستش. با بارهای نسبتا سنگین بعد از 2 ساعت به پای برج میرسیم و هر دو سمتش رو بررسی می کنیم که در نهایت یک شکاف بلند که در یک کنج قرار داره در سمت شرقی برای فعالیت انتخاب میشه..

ابتدای مسیر حدود 8-10 متر دست به سنگ داره و بعد از اون کار جدی شروع میشه:




علیرضا فعلاً مشغول عکاسیه حامد هم زحمت حمایت طول اول رو میکشه ولی به عنوان نفر آخر صعود میکنه. ابتدای مسیر یک کلاهک 3 متری داره که از همون ابتدا نفسگیره. زیر کلاهک دوتا ابذار کار میذارم و شروع میکنم.. با رد کردن کلاهک به سرعت یه فرند دیگه کار میذارم و خیال حامد رو راحت می کنم! از شکاف برای صعود نمیشه استفاده کرد چون هم خیلی کثیفه و هم کنجی که صعود میکنیم زاویه بسته ای داره و بهترین تکنیک به نظر پا گستر میاد.. به صعود ادامه میدم ولی بعد از سی متر هنوز جای مناسب کارگاه رو پیدا نکردم.. حامد اصرار داره که میانی ها رو نزدیک به هم بذارم و علیرضا هم هنوز مشغول عکاسیه.. چیزی که خیلی اذیت میکنه کثیف بودن مسیره.. پر از خاشاک و مهمتر از همه سنگ های لقی که نه می تونم به عنوان گیره استفاده کنم و نه می تونم از مسیر خارجشون کنم.. کاری که باید نفر آخر صعود کننده و یا نفر اول فرود رونده انجام بده.. حامد: اضافه طناب 10 متر... هنوز جایی برای کارگاه نیست.. حامد: 5 متر.. بازهم جایی نیست.. یه پوسته مانند سه متری رو دولفر میکنم .. حامد: امین تمومه. دو متر داری! یک شکاف مناسب گیر میارم و دو تا فرند و یه ترای کم میذارم.. کارگاه نیمه راحته.. علیرضا رو حمایت می کنم.. و بعد از رسیدنش به کارگاه، اون مشغول حمایت حامد میشه و من مشغول کوبیدن رول اول.. با رسیدن حامد یه میخ ناودونی جوندار هم میکوبم و بقیه رول کوبی رو به حامد میسپارم.. علیرضا حمایت میکنه و من صعود میکنم..




باز هم پا گستر و داستان خس و خاشاک ادامه داره.. به شکل جالبی باد از پائین به بالا میوزه و بوته ها و خاکی رو که از مسیر پاک میکنم برمیگردون توی صورتم که اصلن خوشایند نیست! بعد از حدود 25 متر از زیر یک کلاهک به سمت راست تراورس میکنم . جای ابزار اصلا خوب نیست بنابر این یه کم استرس دارم که پاندولی ناجور بدم.. 4 متر تراورس می کنم و یه ترای کم ریز کار میذارم.. مسیر رو نگاه میکنم که انگار کور شده! یه فیس 3 متری زیر کلاهک که اصلا جای ابزار نداره. به حامد میگم از پائین نگاه کنه.. که اونم میگه اصلا جای خوبی نیست! باید دوباره تراورس رو برگردم و ابزار رو جمع کنم! در حال غر زدن گیره میگیرم و تراورس رو برمی گردم.. ترای کم گیر کرده و جام مناسب نیست! گلوم خشک شده! به سختی آچار کیل رو در میارم ولی بد جور لاخ شده. یه لحظه تصمیم میگیرم بذارم همونجا بمونه.. ولی بخاطر حامد یه بار دیگه تلاش می کنم.. و .. بالاخره در میاد.. کل مسیر رو برمی گردم تا زیر شکاف اصلی که حدود 4 مترش منفیه.. یه فرند درشت کار میذارم .. شکاف پر از سنگای لقه و اصلا قابل اعتماد نیست.. با فشار زیاد صعودش میکنم.. حامد: میانی بذااار... علیرضا: 10 متر طناب داری.. باز هم جایی برای کارگاه نیست.. از بس پا گستر کردم عضلات پاهام خسته شدن.. علیرضا : 5 مترطناب.. باز هم مجبورم یه کارگاه نیمه راحت بزنم و علیرضا رو حمایت کنم.. داد می زنم هر کی میاد فقط آب بیاره! حامد آخر میاد و مسیر رو تمیز میکنه.. صدای ریزش ها آدم رو یاد علمکوه میندازه! بعد از رسیدن نفرات استراحت کوتاهی میکنیم. به خاطر خستگی امروز و کمبود وقت کارگاه رو برقرار می کنیم و مسیر امروز که حدودا 100 متر هستش رو ثابت میذاریم و به نوبت فرود میریزیم.. وسایل فنی پای دیواره دپو میشه و شن اسکی رو به راحتی فرود می ریم.. با رسیدن با ماشین شامی دلچسب و خوابی دلچسب تر..



روز دوم:



ساعت 6 بیدار باش و بعد از صبحانه باز هم یک یال رو به سمت برج صعود می کنیم.. امروز بارها کمتره ولی بدنها خسته تر.. بعد از یک ونیم ساعت پای کار هستیم.. قراره علیرضا ثابت ها رو صعود کنه و ما رو حمایت کنه.. با یه گیری گیری و یه مینی ترکشن خیلی خوب صعود میکنه.. بعد من رو حمایت میکنه.. در حین صعود باز هم مسیر رو تا جایی که امکان داره تمیز می کنم بعد به کارگاه می رسم و در حالی که علیرضا ثابت بعدی رو صعود میکنه، حامد رو حمایت میکنم.. یکی از طناب ها احتمالا به خاطر اصطکاک روی لبه سنگ موقع صعود علیرضا زده دار شده و باید چند مترش رو قطع کنیم. علیرضا به کارگاه دوم رسیده و باز هم همین سیستم رو اجرا می کنیم.. طول سه رو حامد شروع میکنه.. باز هم تکنیک های شکاف و پا گستر و در بعضی نقاط وارد فیس های سمت راست میشه ..

جنس سنگ کمی سوزنی شده شبیه مناطقی از بیستون که برای کفش ها مناسب و برای دست نا مناسبه! با وجود احتیاط حامد، ریزش وجود داره و ما باید مراقب باشیم.. حامد: سسسسننننگگگگ!  یه سنگ میاد پائین و لبش میگیره به زانوی علیرضا... نگران میشم.. حامد خود حمایت میزنه.. پای علیرضا رو بررسی می کنم.. ظاهرا چیز مهمی نیست ولی در عین حال تصمیم میگیریم که اگه دردش زیاد بود صعود نکنه.. حمایت رو ادامه میده و بعد از کمتر از 45 متر حامد حمایت آزاد میده و من رو حمایت میکنه.. علیرضا حالش خوبه و من می تونیم صعود کنم.. کارگاه طول 3 اولین کارگاه راحت مسیره. یه طاقچه یک و نیم در نیم متری که البته پر از بوته های گیاهه و من و حامد به شوخی قرار میذاریم که برای صعود بعدی اونجا  کشت کنیم واسه سال بعد! اینجا جایی برای میخ نداره و باید رول بکوبیم.. در حالی که علیرضا داره صعود میکنه من بازم نگاه میکنم ولی جستجو بیفایدست و با نارضایتی شروع به کوبیدن میکنم! یه هیلتی 8 و یه هیلتی 10 که البته با رسیدن علی بقیه کار رو بهش واگذار می کنم. باز هم پای علیرضا رو چک می کنیم. موضوع جدی نیست.. صعود میکنم..



کنج رو پا گستر میکنم بعد به یه طاقچه میرسم که ابتدای یک کلاهک 3-4 متریه..  دو تا ابزار مطمئن میذارم.. – حامد داشته باااااش...! باز هم آدرنالین و ضربان بالا..  بعد دوباره یک طاقچه و یک فیس که تقریبا منفیه.. دوتا ابزار کنار هم کار میذارم و باز هم... حامد داشته باااااش..! فشار زیادی به دستها میاد.. دو تا حرکت بلند داره که به گیره های اصکاکی ختم میشه.. گیره پا نداره.. از میانی فاصله گرفتم و دارم دنبال گیره می گردم.. مسیر شکست داره و طناب نمیاد ! حس خوبی نسیت!.. بالاخره یه طاقچه گیر میارم. روش جفت دست می کنم و با فشار زیاد پرس می کنم و با فریاد از مسیر در میام.. ضربان بالاست.. طاقچه ی خوبیه . همونجا می شینم یه بلوک و یه ترای کم و خود حمایت ... حمایت آزاد میدم .. استراحت می کنم . بالاتر یه طاقچه دیگه هست که اگه صعود کنم شکست مسیر بیشتر می شه بنابر این همونجا دو تا میخ خوب می کوبم و کارگاه می زنم... حامد و بعد علیرضا صعود میکنن.. به انتهای کار نزدیک شدیم و بعد از مشورت تصمیم می گیریم که حامد پایین بمونه و یه رول دیگه بکوبه و من و علیرضا صعود کنیم..




چند تا فیس کوچیک و دو تا شکاف رو رد می کنم بعد یه طاقچه زیبا و یک کلاهک دو متری که از شکاف کنارش صعود می کنم . با رسیدن به طاقچه کارگاه می زنم.. ادامه مسیر حدود بیست متر شیب خفته هست که ارزش فنی نداره و ضمنن شکست طناب رو خیلی زیاد میکنه.. علیرضا در حالی که صدای چکش حامد به گوش میرسه صعود میکنه.. دو تا میخ خوب می زنم و کارگاه رو آماده می کنیم.. علیرضا دوربین رو در میاره.. کمی صحبت می کنه و وقتی اسم بچه های برودپیک میاد هر دومون ساکت میشیم.. بغض لعنتی بازم گلوم رو فشار میده.. چند دقیقه به اطراف نگاه می کنم و در سکوتی سنگین هر دو فرود می ریزیم و میریم پائین.. توی کارگاه باز هم ما سه نفر یادی از آن سه نفر می کنیم و ادامه مسیر رو فرود میریزیم..

خوشبختانه برخلاف چیزی که انتظارش رو داریم طناب اصلن لاخ نمیشه و فرود ها خیلی راحت انجام میشه.. با رسیدن با کارگاه ها باز هم بررسی و تنظیمات نهایی رو انجام میدیم. و در نهایت عصر هنگام میرسیم پای دیواره.. همه سالم هستن و فقط چند تا خراش جزئی که بخاطر جنس سنگ ها طبیعیه.. باز هم وسایل رو مرتب می کنیم و شن اسکی رو فرود میریم البته اینبار با سرعت کمتر و دقت بیشتر... ساعت 10 میرسیم به چشمه ی نزدیک ماشین . گلو و سر و صورتی تازه می کنیم و به سمت رودهن و تهران حرکت می کنیم..

 


کروکی با کیفیت بالاتر:

http://garinmount.persiangig.com/new_folder/yadbood.jpg

پی نوشت:

-          نوع سنگ آهک می باشد.

-          کل مسیر به صورت طبیعی- ابزارگذاری صعود شده و کارگاه ها مجهز به تسمه- سیم بکسل و حلقه فرود می باشند.

-          ابزار مورد نیاز

ترای کم سایز 0/5 تا 4 _  کامالوت(فرند) سایز 0/5 تا 7 _  یک ست کامل کیل

ابزار فنی شخصی_ 15-20 عدد کوئیک دراو

-          نفرات شرکت کننده:

امین معین

علیرضا علیزاده

حامد حواله دار نژاد

-          ترسیم کروکی: حامد حواله دارنژاد