صعودی که آموختم...


چه پیکاری بود..

 چه رزمی بود بین من و من..  چقدر درمانده بودم در برابر عظمت بی انتهای کوه..

چقدر به ناتوانی خود گریستم چقدر به غرور خود خندیدم.. از دور چقدر کوچک بودیم و از نزدیک چقدر بزرگ بود..

با خیالی خام به پیکار کوه رفته بودم ... روزها گذشت و فهمیدم که نه من یارای پیکار با او را دارم..

لحظات دشواری بود.. چنان سخت که دقیقه ها را چون روزها و روزها را چون ماه ها پشت سر گذاشتیم .

و در آخر...

دیواره علم کوه تنها لحظاتی ما را به خلوت سرد سر به آسمان خویش راه داد و ما در این جنگ تنها بر نخوت خود غلبه یافتیم و دیگر هیچ..

 

 

صعود زمستانی دیواره علم کوه



صعود زمستانی دیواره علم کوه

اولین تلاش زمستانی مسیر لهستان 48

زمستان 1392

 

 

باز هم کوه مرا می خواند...

باز هم شوری در سر دارم...

می رویم تا صعود کنیم هم از دیواره ی سخت و سرد و سر به آسمان سائیده ی علم کوه هم از دیوار  سیاه و سترگ غرور و نخوت خودمان.

از تلاش از تحمل سختی ها از طوفان و سرما و سنگ نمی هراسیم ولی... از خودخواهی و حماقت و  غرور و دروغ بس هراسانیم..

به نیروی منطق و دوستی و همدلی و راستی امیدواریم و از تکیه ی تنها بر نیروی بازوانمان نامیدیم...

می رویم که بازگردیم و باز برگردیم..

 

قله علم کوه در مجموعه قلل تخت سلیمان با ارتفاع ۴۸۴۸ دارای بیشترین ارتفاع بوده و به خاطر دیواره بلند (به ارتفاع 750 متری) خود که از دیواره‏های سخت گذر می باشد همواره مورد توجه کوه‏نوردان بزرگ ایرانی و خارجی از کشور های مختلف قرار گرفته است. از جذابیت‏های دیواره واقع شدن آن در ارتفاع بالای 4000 متر است که بر سختی صعود افزوده و نیاز به توانایی بالایی برای صعود دارد که لازم است پس از عبور از یخچالها و اصطلاحاً گل سنگهای پای دیواره کار فنی برای صعود را از ارتفاع 4100 متر شروع کرد.

 

تاریخچه صعود های زمستانی:

در سال 64 تیم مشترک برنامه های زمستانی در مدت 10 روزی که در منطقه بود بعداز طناب ثابت کشی یخچال زیر دیواره ازراه فوق بعلت خرابی مداوم هوا و کمی مدت اقامت توانست در آخرین روز اقامـــت در علم چال یک طول روی دیواره صعود کند.

در سالهای 66 و67  تیم فدراسیون بر روی دیواره تلاش کردند و در سال 67  حدود نصف دیواره را صعود کرد.

در پایان بهمن ماه سال 68 نیز نتیجه کوشش سه تیم که در آن سال جهت صعود دیواره  به منطقه علم کوه رفته بودند روشن شد . تیم اول چهار نفر از کوهنوردان تهران و کرمانشاه بودند که با دو حمله به دیواره ، سه طول صعود کردند . تیم دوم بدلیل فوت زنده یاد محمد داودی ، نتوانست حمله مورد نظر و مناسبی به دیواره انجام دهد. تیم سوم از گروه آرش نیز ، به بخشی از هدف خود که صعود قله هفت خوان بود رسید.

در سال 69 محمد نوری و تیم همراه به دیواره علم کوه صعود موفقی را پشت سر گذاشتند. واولین صعود زمستانی دیواره را رقم زدند.

سال 79 گروه کوهنوردی آرش برنامه ای مشترک با باشگاه کوهنوردی دماوند به قصد گشودن مسیری نو روی دیواره شمالی علم کوه به مناسبت دهمین سال صعود زمستانی دیواره اجرا کرد.

سال 80 تیم فدراسیون کوهنوردی تلاشی را روی مسیر هاری روست انجام دادند.

سال 80 تیمی از دانشگاه صنعتی شریف موفق به صعود دیواره از مسیر شکوه شدند.

 

 

 

 

تاریخچه مسیر لهستانی های 48:

این گروه از كوهنوردان لهستاني از كلوپي به نام club WVSOKGORSKI در سال 1969( 1348 ) براي  اكسپديشن وارد منطقه علم كوه مي شوند. يك تيم سه نفره از اين گروه ده نفري با نامهاي 

Dobek)،(W. Wroz) (A  (W. Waligora) كار گشايش مسير را با سه بيواك بر روي ديواره به اتمام رساندند.

شروع كار آنها از پايين و تقريبا به طور مستقيم بر روی یخچال تا پاي مسير بوده كه در ابتداي شروع ديواره فاصله ابتداي مسير تا ابتداي قيف را كه آنها از آن به عنوان couloir نام برده اند، 40 متر تخمين زده و  بعدها كه مسير 50 لهستان را گشايش شد نام great couloirs( دهلیز بزرگ) را بر آن نهادند. تيم پس از گشايش چهار طول با درجه 3 و 4و دو طول 5-A2 بيواك شب اول را انجام داده و در روز دوم با گشايش شش طول با درجه3 و 5-A2 و چهار طول درجه 5 براي دومين شب بروي همان قسمتي كه در عكس به صورت افقي به سمت چپ تراوس شده بيواك كردند.

در روز سوم گشايش با سه طول ديگر با درجه +5 در قسمتي كه از سمت چپ دو جورابي صعود مي شود ادامه مي دهند و در سومين شب متوالي بيواك كرده و در روز چهارم  پنج طول ديگر را گشايش كرده و از ديواره خارج مي شوند كه سه طول اول آن مصنوعي و با درجه A3 و دو طول ديگر درجه 4 مي باشد و در مجموع با گشايش 18 طول كار را به اتمام مي رسانند و نامي كه براي مسير در انتهاي كروكي ذكر شده  ĹÉPERON CENTRAL مي باشد.

تعداد اعضاي نفراتي كه در منطقه بودند ده نفر بوده كه جمعا به مدت 10 روز در منطقه فعاليت كرده و تيم  ديگري از اين گروه توانست از گردنه هفت خوان به قله برسد.

منبع تاریخچه 48: وبلاگ کالاهو

تصاویر با ارزشی که مشاهده می شود از دفتر خاطرات مرحوم صفر نقوی برداشت شده است.

مشهدی صفر نقوی اولین راهنمای کوهستان ایران از سوی فدراسیون کوهنوردی در سالهای 1340 تا 1360 بوده که قبل از تاسیس قرارگاه کوهنوردی کنونی رودبارک منزل مش صفر به عنوان محل اسکان کوهنوردان از سوی فدراسیون کوهنوردی اعلام شد و همه کوهنوردان به آنجا رفته و به آنها خدمات میداد و به عنوان راهنما با آنها عازم منطقه می شد.

روحش شاد یادش گرامی

 

نفرات شرکت کننده در برنامه:

 

احسان پرتوی نیا (سرپرست)

مهدی فرهادی

امین معین

حامد حواله دار نژاد

فرشاد میجوجی

سعید آقا کاشی

علی مصباحی

 

Good stick

Good stick

اصطلاحی  در یخنوردی زمانی که ابزار یخ شما (پیچ یخ، کرامپون، تبر...) با قدرت  در یک یخ مطمئن فرو می رود.

mono


Monodoigt

 

تک انگشتی

یک گیره حفره ای تک انگشتی. متشکل از کلمه یونانی (mono) به معنای یک و کلمه فرانسوی( doigt) به معنی انگشت. به طور معمول گیره ای که دارای  یک سوراخ و یا حفره که فقط دارای فضای کافی برای یک انگشت باشد.



Monopoint

 

تک نیش

کرامپونی با یک تیغه جولوئی (نیش) بجای حالت معمول که دارای دو تیغه پیش است. مناسب برای مسیر های ترکیبی ، درای تولینگ و اصولاً مسیرهایی که نیازمند دقت بالا  هستند.


یک اصطلاح

!Up rope

عبارتی که صعود کننده برای جمع کردن طناب شل شده به حمایتچی اعلام میکند. 

جمع کن!

با عرض پوزش از همه دوستان گویا سایت پرشین گیگ با مشکل مواجه شده و بخشی از عکسهای آرشیو garinmount حذف شده! :-(

چند اصطلاح

Armbare

 حركتي در سنگنوردي به شكلي كه شما تمام دست را به نحوي در شكاف قرار مي دهيد كه كف دست و مچ در يك سمت، ساعد به شكل افقي و آرنج در سمت ديگر شكاف قرار مي گيرد.

افراط در اين تكنيك باعث حالت تهوع سنگنورد خواهد شد!

 



 

 Ass-dragger

یک مسیر بولدرینگ (معمولاً تراورس) آنقدر نزدیک به زمین که باسن شما در حین صعود به تشک های ضربه گیر مالیده می شود و در واقع قسمت دشوار مسیر اجتناب از تماس بدن با زمین می باشد.

 

 



 Cheater stick

چوب یا هر چیز چوب مانند دست ساز یا آماده که به کوهنورد در انداختن اولین کوئیک دراو یا انداختن طناب در اولین رول کمک می کند.

 



 

 Heel hook 

پاشنه زدن

قرار دادن پاشنه پا بر روی مسیر و کشیدن پاشنه به سمت خود. این حرکت می تواند به شکل جانبی و یا از روبرو و همچنین به شکل افقی انجام شود. پاشنه زدن معمولا در مسیر های شیب منفی که صعود کننده به شکل معلق قرار دارد انجام می شود. اصطلاحا برای درآمدن از کلاهک.

 

 

 

 

 

 

 

Kneebar 

گیره پایی که توسط درگیر کردن زانو و یا قسمت پایین ران صعود کننده در زیر یا در خلاف جهت یک شکاف یا طاقچه یا یک کلاهک بوجود می آید. این حرکت می تواند به شما امکان رها کردن و استراحت هر دو دست را بدهد.

 

 

 

 

Match 

استفاده از یک گیره همزمان توسط دو عضو بدن. مثلا قرارگیری دو دست یا یک دست و یک پا بر روی یک گیره ی مشخص.

 

منبع: Climbing Dictionary

جامعه ی مجازی کوهنوردی نیازمند توجه بیشتر


بسیاری بر این عقیده اند که اینترنت بزرگترین اختراع بشر پس از قرن بیستم بوده است.

اینترنت مخفف کلمه inter connected network(شبکه های با ارتباطات داخلی )را باید بزرگ‌ترین سامانه‌ای دانست که تاکنون به دست انسان طرّاحی، مهندسی و اجرا گردیده‌است. ریشهٔ این شبکهٔ عظیم جهانی به دههٔ ۱۹۶۰باز می گردد که سازمان‌های نظامی ایالات متّحدهٔ آمریکا برای انجام پروژه‌های تحقیقاتی برای ساخت شبکه‌ای مستحکم، توزیع شده و باتحمل خطا سرمایه گذاری نمودند. اینترنت سامانه‌ای جهانی از شبکه‌های کامپیوتری بهم پیوسته‌است که از پروتکل مجموعه پروتکل اینترنت برای ارتباط با یکدیگر استفاده می‌نمایند. به عبارت دیگر اینترنت، شبکه شبکه هاست که از میلیون‌ها شبکه خصوصی، عمومی، دانشگاهی، تجاری و دولتی در اندازه‌های محلی و کوچک تا جهانی و بسیار بزرگ تشکیل شده‌است که با آرایه وسیعی از فناوریهای الکترونیکی و نوری به هم متصل گشته‌اند

کوهنوردی نیز مانند بسیاری فعالیت های دیگر تاثیرات فراوانی در عرصه های اقتصادی و اجتماعی از دنیای اینترنت پذیرفته است.در سطوح پیشرفته، امروزه می توان جدید ترین اطلاعات از اخبار هواشناسی گرفته تا انواع سیستم های جهت یابی یا حتی مدیریت زنده ی یک عملیات نجات را با یک کلیک از بیس کمپ یک 8000 متری تا دیواره ای یخزده در پاتاگونیا رد و بدل کرد. و در سطوح پائین تر می توان هر روز اخبار جدید کوهنوردی را دریافت نمود یا با کوهنوردی در آنسوی دنیا ارتباط برقرار کرد. پیشرفت روند استفاده از اینترنت در کوهنوردی ایران بویژه در دهه ی اخیر قابل مشاهده است. سایت ها و وبلاگهای گوناگون کوهنوردی در زمینه های خبر رسانی، انتقال مسائل فنی کوهنوردی، پزشکی ، فعالیت های اقتصادی و حتی اطلاع رسانی و گزارش برنامه های کوهنوردی، تاثیر غیر قابل انکاری بر کوهنوردی ایران داشته اند. اگر این روزهای کوهنوردی ایران را با مثلاً ده سال پیش مقایسه کنیم خواهیم دید که اینترنت و دنیای مجازی کوهنوردی تا اندازه زیادی توانسته به پیشرفت کوهنوردی کمک رسانی کند. اگرچه همواره هر پدیده ای، دارای عوارض جانبی بعضاً ناخوشایند خاص خود است ولی با مروری کوتاه در چند سال اخیر، بدون شک به این نکته پی خواهیم برد که مزایای فراگیر شدن اینترنت در کوهنوردی ایران بیش از معایب آن بوده است. با وجود اینترنت، اخبار به سرعت انتشار یافته و به آسانی در اختیار عموم قرار می گیرد. تمامی اقشار جامعه بدون محدودیت می توانند مخاطبان جامعه ی مجازی باشند. و بهمین دلیل همه و همه از رئیس فدراسیون تا مربی و سرپرست و کوهنورد و امدادگر و ... زیر ذره بین مخاطبان این دنیای مجازی قرار می گیرند. و جا برای کتمان حقایق تنگ می شود. از طرفی می توان گفت قسمت اعظم فعالیت های دنیای مجازی کوهنوردی در ایران به صورت غیر انتفاعی و خودجوش انجام می پذیرد و بنابراین منفعتی را نصیب مدیران و گردانندگان وبسایت ها و وبلاگ ها نمی کند که این خود بر ارزش این فعالیت ها می افزاید. در این میان کم نیستند وبلاگها و وب سایتهایی که به انواع مختلف، چیزی را به کوهنوردی نوپا و نیازمند پیشرفت ایران افزوده اند. این در حالی است که تمامی این فعالیت های ارزشمند از سوی مدیران فدراسیون کوهنوردی اسبق ایران، نادیده گرفته می شد. اینگونه به نظر می رسید که فضای مجازی آنها به وب سایت فدراسیون کوهنوردی محدود شده بود و در واقع آنها مخاطبان مطالب خودشان بودند! در مدت تصدی کادر قبلی فدراسیون کوهنوردی، قدم قابل توجهی در ارزشگذاری و توجه به سایت ها و بلاگهایی که گهگاه هر روز و یا حتی روزانه چندین بار بروز می شوند برداشته نشد. حتی زمزمه هایی به گوش می رسید که دوستان فدراسیون قصد دارند طرح کانالیزه کردن فعالیت در دنیای مجازی کوهنوردی را اجرا کنند! شاید ورژنی از اینترنت ایرانی. در یک جمله یعنی آنچه ما می خواهیم بنویسید و بخوانید و بیاندیشید! به نظر می رسید نقدهایی به عملکرد فدراسیون و یا اعتراضات و افشاگری بسیاری از وبلاگ نویسان در زمینه های مختلف کوهنوردی از عواملی بودند که باعث شدند فدراسیون اسبق کوهنوردی ایران، راهکار "بی توجهی به دنیای مجازی کوهنوردی" را در پیش گیرد.

با تغییر مدیریت فدراسیون و در نتیجه تغییر سیستم مدیریتی و اندیشه های مدیران ارشد، و همچنین فعالیت قابل توجه و آشنایی رئیس جدید فدراسیون با فضای مجازی کوهنوردی، انتظار می رود روند بی مهری گذشته جای خود را به فضایی باز و البته محترمانه جهت ابراز عقاید ولو مخالف و همچنین ارزش نهادن به فعالیتهای مجازی در کوهنوردی ایران بدهد. دنیای اینترتی کوهنوردی در ایران بالقوه دارای قابلیت های بسیاری است که تبدیل کردن این قابلیت ها به فعل، می تواند گامی هرچند کوچک ولی سکویی محکم و استوار برای پیشرفت کوهنوردی این دیار باشد.  

اولین پست..

داشتم آرشیو وبلاگ رو مرور میکردم ...

 اولین پستی که در این وبلاگ گذاشتم :

 

 

 

گام های تکاملی در تشکیل یک تیم :

۱- شکل گیری(forming )

2- یورش(storming)

3- عادی شدن(norming)

4- اجرا شدن(performing )

 

شکل گیری:

محک زنی و آشناسازی اعضای گروه با یکدیگر (روابط مهربانانه و صمیمی)

 

یورش :

مرحله ی دست به یقه شدن ، قطبی شدن افراد و درگیر شدن افراد، تعارض و قیاس و آزمون های گزینشی.

 

عادی شدن:

مرحله ی سازمان یافتن و افزایش همکاری و نیز درگیر شدن افراد در اهداف گروهی بجای اهداف فردی .

 

اجرا شدن:

آماده شدن گروه برای جهت دهی رفتار ها  بمنظور  دستیابی به اهداف مشترک.

 

نقش افراد در تیم:( کی کجاست و کی کیه!)

1- رهبر مثبت(رویای مربی): تسهیل کننده ، خونگرم ، نجات دهنده و ... است. توسط هم تیمی ها  مورد احترام هستند . این افراد با نبض تیم در تماس بوده و مسایل بسیاری از بازیکنان با خبر هستند. رهبر مثبت مثل دستیار مربی از بین بازیکنان است .

2- رهبر منفی (کابوس مربی ): این افراد روحیه و اتحاد تیم را کاهش می دهند و معمولا در مخالفت با مربی هستند. و نیز دارای جذبه و گیرایی کافی هستند تا هم تیمیهای کم تجربه را در مسیر غلط به دنبال خود همراه کنند.

3- پیرو: این افراد میتوانند نقش های متنوعی داشته باشند. بینهایت مستعد پذیرش پیشنهاد ها و اعمال دیگران هستند.

4-منزوی:  معمولا افرادی هستند که در تیم نمود ندارند و از لحاظ جسمانی و روانی با تیم فاصله دارند.

5-قربانی: شخصی که ساخته شده تا قصور دیگران را به گردن بگیرد یا بجای آنها رنج بکشد. دلایل قربانی شدن افراد: ظاهر و ژست فرد ، عادت های نا مطلوب و غریب ، عملکرد ضعیف و....

6- دلقک: افرادی هستند که معمولا بیشتر از دیگران نیازمند توجه هستند( تایید همسالان)

 

عواملی که بر انسجام گروهی تاثیر میگذارند:

اندازه گروه

 کنش متقابل بین اعضاء

شفافیت هدف های تیم

شفافیت نقش اعضاء

پذیرش گروهی

جو کروهی قدردانی رهبر از عملکرد اعضاء و.....

 

پیشنهاد هایی برای بهینه کردن انسجام تیمی:

آشنا کردن اعضاء با وظایف هم تیمیهایشان.

استفاده مناسب و بجا از شوخی و تحسین کلامی و غیر کلامی .

تماس مربی با ورزشکار و کسب اطلاعات ویژه از آنها.

رفتار مناسب از سوی مربی و اعضاء به هنگام نتیجه خوب و نتیجه خوب.

عدم اجازه به اعضاء در جهت جریحه وارد کردن به احساسات یکدیگر.

عدم تعویض مکرر افراد.

اجرای قوانین نظم تیمی.

 

 

منبع

مردی برای تمام فصول..

این مدت چند بار بهش زنگ زدم گفتم اگه کاری از دست ما برمیاد بگو انجام بدیم واسه انتخابات فدراسیون ..

 گفتم شنیدم بعضیا هیات جلب آراء تشکیل دادن.. بعضیا دارن تشویق میکنن. بعضیا تهدید می کنن..بعضیا تخریب میکنن.. بعضیا یارکشی میکنن. بعضیا وعده میدن.. بعضیا بست نشستن دم وزارت ورزش.. بعضیا پول میدن.. بعضیا... تو چرا بیکار نشستی بگو لااقل ما یه حرکتی بکنیم..

 خندید.. گفت همه رو می دونم ولی اگه بخواد اتفاقی بیوفته به این چیزا ربطی نداره امین جان!  تو هم خودتو درگیر نکن بذار هرکی هرچی میخواد بگه.. البته من خیلی به تقدیر اعتقاد ندارم و ته دلم نگران این بودم که نکنه چهار سال دیگه اوضاع کوهنوردی ما بدتر بشه که بهتر نشه.. نگران بودم که نکنه این کینه توزی ها و بدبینی که داره عین خوره روح کوهنوردی رو میخوره درمون پیدا نکنه.. نگران بودم..

 امروز بالاخره اون اتفاق میمونی که منتظرش بودیم افتاد بعد مدتها انتظار کسی از جنس کوهنوردا عنان امور رو به دست گرفت. راستش هنوز باورش برام سخته که چطور رضا زارعی از اون هفت خانی که من دیدم رد شد و رئیس فدراسیون کوهنوردی شد! راستش الآن حس فکر کردن بهش رو ندارم.. فقط خوشحالم که بالاخره این چرخ به کام ما هم چرخید..

صمیمانه ترین تبریکات به مربی خوبم رضا زارعی و همه ی کسانی که در این حس خوشحالی با من شریکند که می دونم تعدادشون کم نیست.. 

نامه ی اعتراض!

    بسم تعالی

ریاست محترم حراست وزارت ورزش وجوانان

با سلام واحترام به عرض میرسانم اینجانب محمد حسین مقدم  نماینده قانونی مربیان کشور در مجمع فدراسیون کوهنوردی وصعود های ورزشی هستم و قبلا نیز با این سمت درجلسه این مجمع شرکت کرده ام فردا 19/6/92روز برگزلری انتخابات رییس فدراسیون کوهنوردی است واین فدراسیون نام اینجانب را از نمایندگی مربیان حذف وشخص ددیگری را جایگزین اینجانب نموده است استدعا دارم قبل از بر گزاری انتخابات که فردا ساعت نه ونیم صبح در تهران برگزار میگردد اقدام لازم به عمل اید

                                                                                 نماینده قانونی مربیان کوهنوردی کشور

                                                                                محمد حسین مقدم

تلفن ثابت                        08112514060

همراه                             09183110269        

گویا با تماسی که چند ساعت پیش  آقای صابری دبیر فدراسیون با آقای طالبی مقدم داشته اند اعلام کرده اند که بجای ایشان آقای شهنام جباری جایگزین شده اند!!  ضمنن باز هم چند ساعت پیش نماینده ی قهرمانان تغییر کرده و  علی برات زاده جایگزین آن شده است!! 


به نام خداوند جان و خرد

بسی مایه تاسف است که پس از سالها تمرین و تلاش در رشته سنگنوردی و کسب مدال های رنگارنگ برای این مرز و بوم که در راس آن کسب اولین مدال اسیایی بزرگسالان تاریخ ایران در رشته سرعت و علیرغم انتخاب رسمی این جانب در مجمع فدراسیون کوهنوردی در تاریخ 1/9/1390 که با آرا حاضرین انجام شد ،تنها یک روز مانده به انتخابات فدراسیون و بدون هیچ گونه اطلاع رسانی به اعضا و کاندیدای انتخاباتی ، با جایگزین نمودن فردی دیگر که حتی در مجمع عمومی انتخابات 1/9/90 حضور فیزیکی نداشته، ضمن توهین به حقوق حقه حاضرین در مجمع مذکور و آرای ایشان انتخابات را مخدوش نموده اند. 
شایسته است در این برهه مسولین محترم نسبت به اتفاقات رخ داده در فدراسیون و عزل و نصب های غیر قانونی توجه لازم بمنایند.


ومن ا.. التوفیق
امید شیخ بهایی
18/9/1392

همچنین ببینید

نقدنامه یا فحشنامه؟!

والا این چند روزه خیلی با خودم کلنجار رفتم که یه راجع به فدراسیون و انتخابات کذائیش چیزکی بنویسم ولی حتی در عین پیشنهاد برخی دوستان واقعن حس و حالش نبود.. یعنی یه جورایی حس اینکه ذهنم رو درگیر انتخابات و فدراسیون کنم و یا برخی چهره ها، صدا ها و سخنان رو در ذهن مجسم کنم نداشتم.. در عین حال با دیدن برخی مطالب یا به اصطلاح نقدها که به نظر من بیشتر به فحشنامه شباهت داره به این نتیجه رسیده بودم که در مورد انتخابات فدراسیون یا بسیاری موارد دیگر، سکوت بهتر از حرفهای بیهودست. بعد دیدم بهتره یه چیزایی بگم فردا نگن لال از دنیا رفت!

اندر حکایات وبلاگ نویسان و وبلاگ نویسون و وبلاگهم واقعن میشه مثنوی صدمن کاغذ نگاشت ولی خب از اونجا که کاغذ خیلی گرون شده از اونور طلا ارزون شده و ماهم هنوز قسطامون تموم نشده به همین یه برگ کاغذ اکتفا می کنم. عارضم که این دکتر محمد معین که متاسفانه هیچ بنده هیچ نسبتی باهاشون ندارم، یه فرهنگ فارسی نوشتن که به نظر نیاز به تصحیح داره! چند روزی بود که با خوندن یک وبلاگ لازم دیدم که معنی چند تا واژه رو دوباره نگاه کنم تا مطمئن بشم که اینا هم خانوده هستند یانه؟! ولی به جان عزیز اوباما هنوز نفهمیدم!

 

 

 

نمونه هایی از این به قولی نقد و به نظر من فحشنامه در وبلاگ  mountain :

مهدی داورپوری که به عنوان یار شعاعی همواره در کنارش و در پشت پرده ی بسیاری از ماجراهای این سالیان حضور داشت. مهدی داور پور هدف نهایی شعاعی است که صد البته عنوان نمودن عملکرد شعاعی بی ارتباط با داورپور کم سواد نیست.

به اعتقاد شخصی بنده شعاعی کینه توز ترین رئیس فدراسیون تاریخ کشور می تواند لقب بگیرد .

از نظر من شعاعی و تیم همفکرش نه تنها بویی از شرافت نبرده اند بلکه بسیار پست تر از آن هستند که بخواهیم عملکرد کینه توزانه یشان را نادیده بگیریم .

بله شعاعی چند نفر را با عملکردش به کام مرگ کشاند و این یعنی جنایت..

 

راستش من بیشتر به یاد فحش هایی می افتم که زمان بچگی و موقع دعوا به هم می دادیم!به شکلی که بیشتر از 95 درصد معنی حرفامون رو نمی فهمیدیم! فقط یه چیزی یه جایی شنیده بودیم! و هی فریادش می زدیم!

نکته وقتی جالب تر می شه که این دوست گرامی از فحاشی و لمپنیسم بسیار اظهار نارضایتی می کنند و در وبلاگشون می نویسند:

 

فضای نوشتاری دنیای کوهنویسی به شدت نیازمند بازنگری است .

لمپنیسم و فحاشی بلای جان نوشته هاست و فضا را از حالت گفتگو به سوی پرتگاه می برد .

من علاقه مند به شنیدن افکار مخالف خودمم هستم اما در صورتی که احترام در لابلای خطوطش دیده شود و صرفا به اصل موضوع و بیان دیدگاه پرداخته شده باشد نه با ادبیاتی که از فهم و شعور یک وبلاگنویس بدور باشد.

کم سواد- کینه توز- جنایتکار- بی شرف... واقعاً احترام از لابلای خطوط این نوشته ها داره میریزه بیرون.. انگار دوباره باید سری به فرهنگ دکتر معین نافامیلمون بزنم ببینم احترام یعنی چی؟!

 

پی نوشت:

_ یک کوهنورد باسواد هیچوقت از عینک ری بن برای کوهنوردی استفاده نمی کند!

- کاش گاهی کمی با خودمان فکر کنیم و حد و حدود، جایگاه و نقش خودمان را در جامعه کوهنوردی به خود گوشزد کنیم. بعد با استناد با احترام با اعتدال و با ادبیات و نگرشی شایسته ی  یک کوهنورد قلم بدست نقد کنیم.

- از همینجا اعلام می کنم که اگر وبلاگ نویسی و نقد و کوهنوردی اینگونه است، من نه کوهنویسم و نه کوهنورد.

- هنوز هم فکر می کنم که دکتر معین باید تجدید نظری در معنی برخی لغات می کرد؟!

 -  شخصا به شدت با ریاست مجدد آقای شعاعی درفدراسیون کوهنوردی مخالفم! به نظرم کوهنوردی ایران نیاز به نگرش و مدیریتی دیگرگون و تازه دارد. ولی حقیقتا این دلیل نمی شود بدون هیچگونه دلیل قابل قبول شخصیت کسی را آنگونه که گفته شد زیر سوال ببرم.

-  فضای مجازی کوهنوردی ما با این اوصاف نه تنها صلاحیت دارا بودن حق رای را ندارد بلکه متاسفانه در بسیاری موارد پاکی و اصالت جامعه ی کوهنوردی را زیر سوال می برد.

 

پاسخی به پاسخ!

چون گفتنی باشد و همه ی عالم از ریش ِ من درآویزند که "مگو" ٬ بگویم. و هر آینه٬ اگر چه بعد ِ هزار سال باشد٬ این سخن به آن کس برسد که من خواسته باشم..

شمس تبریزی

 

 

این نوشتار نقدی است بر سخنان اخیر سرپرست تیم برودپیک 92 باشگاه آرش.

قبلاْ از عدم بکار بردن الفاظ آقا و خانم پوزش می طلبم..

 

 

سوال و پاسخ – 4

سوال شجاعی: آیا دغدغه های مالی افکار تیم را از کوهنوردی منحرف نکرده بود؟

پاسخ شجاعی: ...نگاه کنید به گزارشات من مربوط به برنامه های راکاپوشی و برودپیک 84. دغدغه های مالی در آن برنامه ها به مراتب بیشتر از دغدغه هایی بود که بچه ها در این برنامه داشتند. این موضوع هم بخشی از کوهنوردی با همه مشکلات آن است.

 

·         فراموش نکنیم که برودپیک 92 یعنی یک برنامه فرسایشی سه ساله که طبق دید برگزارکنندگان آن قابلیت این را دارد که حتی به یک برنامه 4 یا 5 ساله تبدیل بشود با برنامه برودپیک سال 84  یا راکاپوشی بسیار متفاوت است! بنابراین چنین برنامه ای می تواند با کوچکترین مشکلی تحت تاثیر قرار بگیرد. کما اینکه تاثیر مشکلات مالی در تیم برودبیک 92 چه در گزارش شجاعی و چه در سخنان حاضران در برنامه قابل مشاهده است. تاثیر مشکلات مالی و بوجود آمدن دیدگاه ( یا الآن یا هیچوقت) در این برنامه بیش از پیش نمایان است. ظاهراً این تیم دیگر نه توان مالی و توان روحی لازم برای انجام برنامه ای دیگر بر روی این قله را داشتند.. به عقیده من خود رامین شجاعی این مساله را بهتر از هر کسی می داند!

 

شجاعی: به نظر من به جای آنکه منتظر شویم تا شرایط ایده ال فراهم شود (که هرگز فراهم نخواهد شد) باید بتوانیم خود را به صورتی آماده کنیم که بعد از پا گذاشتن در برنامه اجازه ندهیم این مسائل ما را اسیر خود سازند.

·         انتظار داشتن شرایط کاملاً ایده آل، دور از انصاف و شاید غیر منطقی است ولی آیا وجود درصد قابل قبولی از شرایط ایده آل هم غیر منطقیست؟! مشخص نیست تعریف رامین شجاعی از مشکلات مالی دقیقاً چیست؟! به عقیده شما جر و بحث و ناراحتی و تغییر مسیر تیم و عدم استفاده از طناب ثابت مسیر بخاطر 100 دلار ، نشاندهنده ی شرایط نا مناسب مالی یک تیم نیست؟! در جایی که شما فقط و فقط باید بر روی صعود تمرکز کنید بخاطر 100 دلار از مسیر طناب ثابت ها خارج می شوید! سنگی از بالا می آید و... اگر مجتبی خودش را کنترل نمی کرد؟! ...

 

سوال شجاعی: آیا نداشتن بی سیم یا باطری اضافه به جهت نداشتن پول نبود؟

·         این سوال اساساً بی فایده است! و جواب (خیر) ی که رامین شجاعی داده اند اصلن دردی را دوا نمیکند! به نوعی چشم بسته غیب گفتن است! خب معلوم است که نداشتن باطری بخاطر مشکلات مالی نبوده مگر هزینه باطری اضافه چقدر است؟! در هر حال عدم ارتباط  سرپرست با تیم صعود کننده آنهم در شرایط بحرانی از نقاط تیره ی برنامه است و باید چرائی آن پاسخ داده شود.. البته پاسخی نه اینگونه:

شجاعی: چون چنین شرایطی برای کسی پیش نیامده بود کسی به اهمیت داشتن باطری اضافه یا بی سیم های بیشتر پی نبرده بود.

این پاسخ دیگر نیاز به کارشناس و کارکشته و خبره و هیچ زهر مار دیگری ندارد! هر انسان عاقلی می تواند تشخیص بدهد... حتی در کلاس کوهپیمایی مقدماتی همیشه توصیه می شود باطری اضافه برای وسایل الکترونیکی از مهمات است!!


سوال شجاعی: چرا تیم روز اول فقط 50 متر صعود کرد؟ آیا این موضوع نشان دهنده این نبود که مسیر از سطح کار فنی تیم بالاتر است؟

پاسخ شجاعی: این سوال همانقدر انحرافی است که گفته شود چرا کوکوچکا و پیتروفسکی برای صعود "فقط" 40 متر نوار صخره ای بر روی رخ جنوبی K2 یک روز وقت صرف کردند. ما از همان ابتدا می دانستیم صعود آن بخش یکی از زمانبر ترین بخش های مسیر خواهد بود.

·         جا دارد باز هم برای شادی روح کوکوشکا صلواتی فرستاده شود! حقیقتاً اگر او نبود بار این همه مشکلات را چه کسی به دوش می کشید.. گذشته از تشبیه نادرست رخ جنوبی k2 و یا بسیاری دیگر مسیر ها با رخ جنوبی برودپیک و همچنین تشبیه بسیاری برنامه ها با این برنامه و همچنین تشبیه بسیاری از کوهنوردان(عموماْ درگذشته!) با سه کوهنورد ایرانی، که رامین شجاعی تابحال بسیار انجام داده است، در جایی از گزارش گفته شده بود که مسیر تراورس در برنامه قبلی با زمان بسیار کمتری طی شده بود! لطفن نگوئید که در برنامه قبلی آنجا چمن بوده و در این برنامه یکدفعه همه جا پر از یخ های کبود شد!

 

سوال شجاعی: چرا بعد از روز دوم به تیم دستور برگشت داده نشد؟

پاسخ شجاعی: بچه ها ابدا در وضعیتی نبودند که از آن نقطه بدون تلاش برای قله باز گردند!!!!!!

اگر چه دو روز سخت را روی مسیر جدید پشت سر گذاشته بودند ولی در عین حال کاملا پرانرژی و سرحال بودند و مصمم برای صعود. در عین حال تنها کسانی که می توانستند به طور قطعی برای صعود یا عدم صعودشان تصمیم بگیرند خود بچه ها بودند. آنها از وضعیت خود بهتر از هر کس دیگری آگاهی داشتند، و می توانستند مسیر پیش رو را از نزدیک ببینند.

·         تنها زمانی می شود اینگونه راجع به کسی صحبت کرد که لااقل چند ساعتی در کنار شما باشد یا چهره و عملکرد جسمی  و روحی او را از نزدیک ببینید! این برداشت بعد از چند مکالمه ی کوتاه با بیسیم، غیر منطقی است! 

البته کم و کیف آن مکالمات در گزارش برنامه قابل خواندن است.. اشاره میکنم به آن جمله ی معروف: دیشب  شب سگی رو گذروندیم... یا صدای خسته و پریشان آیدین در تماسش که به آن در گزارش برنامه اشاره شده! کجای این نشان از سرحال و پر انرژی بودن دارد؟؟!!!!

 


شجاعی: اینکه تصمیمشان درست بود یا خبر را می بایست بعد از برگشت آنها و بررسی های بیشتر با خود بچه ها تحلیل می کردیم. اما اینکه چرا علی رغم هشدار من نسبت به تغییر وضعیت جوی آنها همچنان به صعود پرداختند موضوع بحث مفصل تر و پیچیده تری است که در ادامه به ذکر آن خواهم پرداخت.

·         جای تاسف است که سرپرست برنامه هنوز هم در مورد تصمیم تیم صعود کننده نظری ندارد! اگر جواب، مشروط به بازگشتن ان سه جوان است که این سوال همیشه تا همیشه بی پاسخ خواهد ماند. با این توصیفات بهتر است دیگر به ذکر هیچ موضوعی از پیچیده تا ساده پرداخته نشود. چون نتیجه گیری ها، پاسخ ها و تحلیل های رامین شجاعی همین است که هست.. باز هم بهانه ای دیگر.. مثالی دیگر از کوکوشکا.. و حواله دادن مشکلات به تقدیر یا فوق دشوار بودن برنامه  یا...

 

سوال شجاعی: آیا در تیم، بخصوص آیدین تفکر صعود به هر قیمت حاکم نبود؟ آیا این موضوع موجب حادثه نگردید؟

·         در این مورد آقای برهمنی که البته به پیرمرد عبوس کمپ های پائین و دشمن بدخواه و کینه توز باشگاه آرش معروف است  کسی که اصولاْ با پیشرفت کوهنوردی مشکل داشته و دست نشانده ی فدراسیون لقب گرفته! کسی که شاید بخاطر خراب کردن برنامه برودپیک وارد پاکستان شده و شاید هم اصلاٌ  جزء طالبان باشد! نظرات و گفته های بسیار جالبی را بیان کردند. که بخشی از ان را همه شنیده ایم و بخشی را شاید نه.. برداشتی که شخصاً بعد از برخورد و گفتگو با این مرد داشتم حقیقتاً هیچکدام از آن القاب کذایی را در ذهن نمی آورد!

 

شجاعی: نگاه کنید به بخشی از گزارش آیدین از خط الراس پسنده کوه به خرسان شمالی که چگونه از ترس هایش و علت تصمیمشان به برگشت می نویسد:

... راه چهارم پذیرش اتمام برنامه بود. این کار منطقی ترین و با توجه به توان و جسارت و ابزار و سایر فاکتورهای ما بهترین بود! 

متاسفانه بازهم تشبیه شرایط برنامه برودپیک با برنامه ای دیگر! علم کوهی که با چهار ساعت رانندگی و هزینه ای بسیار پائین در دسترس است و برودپیکی که بعد از سه سال مبارزه تسلیم نشده! و البته کوکوشکائی که جایش در اینجا خالیست! جالب است در اینجا آن برودپیک هیولا که با رخ جنوبی k2  مقایسه می شود و مردن در گشایش آن طبیعی و شاید افتخار محسوب شود. برنامه ای که مرزهای کوهنوردی را شکسته و دیگر کسی قادر به انجام آن نیست. برنامه ای که کی حق ندارد از کاستی های آن سخن بگوید... در حد قله 4600 متری خرسان خطرناک نیست! وگرنه خب حتماً آیدین راه بازگشت را در پیش میگرفت!!!

 

پی نوشت:

- ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی                         کاین ره که تو می روی به ترکستان است!


 

 

بفرمائید آش!

عکس : اینترنت


داستان غریبی دارد دنیای کوهنوردی این دیار... هنوز چند ماهی از حادثه ی دلخراش برودپیک نگذشته است.. اما از آن همه هیاهو، آن همه بیداد، نظرات گوناگون...  چه باقی مانده است؟!

 تنها آرشیوی از شعارهای رنگارنگ.. سخنان متناقض.. حتی بد و بیراه و ناسزاهایی که نثار برخی شد..  و دیگر هیچ... از دلایل شکل گیری آن حادثه که بگذریم مهمترین سوالی که بی پاسخ ماند این بود که چه کنیم که کمتر با اینچنین رخدادی مواجه شویم؟! به قول دوستی کوه را که نمی شود تغییر داد پس ما باید در نگرش و روش کوهنوردیمان تغییر ایجاد کنیم..

رخداد تلخ برودپیک آرام آرام به دست فراموشی سپرده می شود در حالی که این روزها موضوعی دیگر نقل مجالس شده است. "انتخابات فدراسیون کوهنوردی" و امروز شاهد چه هستیم؟!

 باز هم همان سخنان.. همان دیدگاه ها.. همان ادبیات.. همان تحلیل ها.. همان شعار ها و... هر روز دریغ از دیروز... به ندرت می توان سخنان و نظراتی شایسته و به دور از کینه توزی یا بدون جهت گیری خاص و کورکورانه شنید..  آنقدر سخنان جورواجور و رنگارنگ شنیده می شود که مثل همیشه اصل موضوع فراموش شده است. در این هیاهو که در آن ... با بارش گم می شود به راه انداختن نظر سنجی از افرادی که می توانند شامل هر قشر با هر دید و تفکری به کوهنوردی باشند، این آش شعله قلمکار را تکمیل کرده است.

باری این نیز بگذرد..

و داستان غریب کوهنوردی این دیار همچنان ادامه دارد..

بفرمائید آش...

 

یولی استک کوهنوردی تمام عیار

 

یولی استک در 4 اکتبر 1976 در سوئیس به دنیا آمد. شهرت اولیه او بخاطر صعود سرعتی مجموعه دیواره های شمالی آلپ ملقب به North Face trilogy in the Alps    است.

در سن 17 سالگی استک موفق شد درجه 9 (سیستم درجه بندی UIAA) را صعود کند و در 18 سالگی رخ شمالی Eiger و دهلیز بوناتی را در مون بلان صعود کرد. در سال 2004 او توانست قلل  Mönch,  Eiger،  Jungfrau را به همراه  Stephan_Siegrist  تنها در مدت 25 ساعت صعود نماید.

 

 

در سال 2005 بخاطر برنامه ای شامل صعود first solo  به جبهه شمالی قلل (Cholatse (6440 m و Taboche (6505 m، مجله climb نام او را به عنوان یکی از سه نفر بهترین آلپینیست اروپا اعلام کرد.

 

 

در سال 2007 در هنگام تلاش بر روی مسیر مستقیم جبهه جنوبی آناپورنا، استک مورد اصابت یک سنگ قرار گرفت. ضربه بقدری شدید بود که کلاه کاسکت استک شکسته شد و بیش 200 فوت سقوط کرد ولی جان سالم به در برد! در سال 2008 مجدادا تلاشش را بر روی آناپورنا انجام داد و اینبار بخاطر خطر شدید بهمن برنامه را ناتمام رها کرد ولی درست یک هفته بعد بخاطر کمک به کوهنورد اسپانیایی ochoa de ozla  تصمیم به صعود قله گرفت که با وجود کمک یولی استک ، کوهنورد اسپانیایی جان خود را از دست داد. در سال 2008 استک اولین برنده جایزه Eiger_Award بخاطر دستاوردهایش در کوهنوردی شد.

 

 

در سال 2013 سرانجام یولی استک برنامه رویایی خود را به انجام رساند . صعودی که به عقیده ی بسیاری مرزهای کوهنوردی را به جلو برده است یعنی صعود مسیر مستقیم جبهه جنوبی آناپورنا به شکل طبیعی انفرادی یا free solo.

 

برخی از صعود های یولی استک:

  • 1995 Eiger north face, Heckmair route (1800 m
  • 1998 MönchHaston couloir, solo in 3.5 hours (1000 m
  • 1999 Eiger northeast face (Lauper route), solo in 5 hours (1800 m
  • 2000
    • Eiger north face, Yeti route, second ascent (7c/A0
    • Mönch north face, Direttissima, first ascent (1000 m M5/Wi5
  • 2001
    • Grandes Jorasses Walker Spur, winter ascent (1200 m
    • Pumori west face, first ascent (1400 m M4/80 degree ice) with Ueli Buhler
    • Eiger North Face, first ascent via "The Young Spider" (1800 m M7/WI6; 7a/A2
  • 2002 Mount Dickey, Alaska, east face, first ascent ("Blood from the Stone" route, 1700 m M7 + AI6 5.9/A1)
  • 2002/03 Two attempts at Jannu north face (7710 m) Nepal, along with Erhard Loretan
  • 2003
    • Punta Heron (Patagonia
    • Eiger north face, La vida es Silbar redpointed, (900 m 7c
    • Eiger north face, Paciencia, first ascent (900 m 8a) with Stephan Siegrist.
  • 2004 Trilogy Eiger, Mönch and Jungfrau (north faces) in 25 hours
  • 2005 (Khumbu-Express) First solo ascent of Taboche east face (6515 m) and Cholatse north face (6440 m)
  • 2006
    • Matterhorn north face, solo ascent
    • Eiger north face, winter solo ascent of "The Young Spider"
    • Gasherbrum II East (7772 m) NE face, first ascent 
  • 2007 Eiger north face, Heckmair route, speed record in 3:54 hours, solo
  • 2008
    • Eiger north face, Heckmair route, speed record in 2:47:33 hours, solo
    • Grandes Jorasses north face, Colton–McIntyre speed-record route in 2:21 hours, solo
    • Tengkampoche north face (6500 m, Nepal) with Simon Anthamatten, first ascent in alpine style (no bolts, no fixed ropes, four days for the ascent and descent), winner of the Piolet d'Or.
    • Eiger north face, Paciencia, first free ascent (900 m 8a) with Stephan Siegrist. This route represents the hardest rock climbing route on Eiger north face.
  • 2009
    • Matterhorn north face, Schmid route speed-record in 1:56 hours, solo
    • Gasherbrum II, solo ascent
    • Makalu, normal route
  • 2011
    • Shishapangma south face solo in 10:30 hours.
    • Cho Oyu, via the northwest face (normal route), 18 days after the Shishapangma solo ascent
  • 2012, Everest, via the South Col - southeast ridge (normal route) without supplemental oxygen
  • 2013, Annapurna, solo ascent via the south face

 جالب است بدانید یولی استک به شغل نجاری مشغول است.

منبع